در بعضی طوفانهای زندگی،

در بعضی طوفانهای زندگی،
کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت.

متوجه میشوی, بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد

متوجه میشوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد

میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت

و این اصلاً تلخ نیست، شکست نیست،
آگاه شدن نام دارد ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی، این آگاهی دردناک است...
اما تلخ هرگز.
دیدگاه ها (۱)

ﺳﻨﮓﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ..ﺍﻣﺎ ﮔﻨﺠﺸﮏﻫﺎ ﻣﻔﺖﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ... ﻗﻠﺒﺸﺎﻥ ﻣﯽﺗﭙﺪ ﻧﮕ...

حکایت اَستر و اُشتر استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر...

انسانها در قلبهائی که عاشقشان هستند برای همیشه خواهند ماند ح...

ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﻡ ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩ ..ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿ...

⁨⁨گاهی بعضی‌ها فکر می‌کنند با یک جمله می‌شود تاریخ چند هزار ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸⁵داهی از لحظه‌ای که وارد ساختمان شده بود...

Iove and the moonPart ۲جونکوک حتا به صورت ایهون هم نگاه نک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط