می دانم شب ها دیگر آرزویم نمی کنی اما از تو چه پنهان من ه

می دانم شب ها دیگر آرزویم نمی کنی اما از تو چه پنهان من هنوز
با صدای قدم هایت در میان خاطراتم از خواب می پرم
دیدگاه ها (۱)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

🕊✍️دلنوشته ایی برای پدرم🕊فکر تو را حتی در میان خنده‌هایم نمی...

گویی تو از رقصِ خیال و سپیده‌ی صبح آمده‌ای،و دست‌هایت، همان ...

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

𓏲ּ ִֶָ 𓈒𓏸🌟 ִֶָ𓂃ִ͜ ❥‌‎‌‌‎‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‎‎‌‎‎‌‎‌‌...

تو گر می کنی خواب و جادو 🐣

«آخرین بار چه کسی از تو پرسید: واقعاً حالت چطور است؟»گاهی در...

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

*✦͙͙͙✿🌹❥𓂃🍃✦͙͙͙نمی دانمدر این "شب زیبا"✨هم اکنون در کجا مشغول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط