خواهر کوک مهربونه مثل بقیه خواهر شوهرا عجوزه نیست علامت

( خواهر کوک مهربونه مثل بقیه خواهر شوهرا عجوزه نیست علامت خ& ) تا خواستم بلند شم ب& گفت
ب& ا.ت بلند نشو برات بده
خ& اره پدرم راست میگه
(خانواده کوک اومدن نشستن )
-سلام مامان و بابا خوش اومدین و سلام خانم شیطان
خ& اولن سلام دومن شیطان عمت....( چشمش افتاد به باباش ) خودتی ارهه
خ& خب حالا هرچی ا.ت حالت خوبه
+اره خوبم ممنون شما خوبین
خ& وقتی تورو دیدم حالمون خوب شد
+( خنده ی کوتاهی کرد )
-( واقعا از اینکه خانوادم با ا.ت خوبن خوشحالم اما مامانم نه ) مامان چیزی شده ؟
م& حالم خوب بود وقتی ا.ت رو دیدم حالم بد شد بلد نیست بیاد یه سلام بده جلوی در
+( از این رفتار مادر تعجبی نکردم ولی انگار کوک خیلی عصبی شده بود عین لبو شده بود )
-حالا مامان خوبه خودت شرایط ا.ت رو میدونی بارداره و نباید زیاد راه بره
م& حالا اینبار رو میبخشم چون نوه ی من داره توی شکم توی هر،زه بزرگ میشه
+(دیگه خونم به جوش اومده بود ) مادر جان چیزی نمیگم پیاز داغشو زیاد نکنید
م&اها مثلا میخوای چیکار کنی ؟
+مادر جان اولن من هرزه نیستم دومن من مجبورتون نکردم بیاین سومن این بچه ی منم هست و نیازی به نظر شما ندارم
م& کوک نمیخوای جلوی زنتو بگیری ؟؟؟
-( سرشو به دوطرف تکون میده یعنی نه )(☆شمارو نمیدونم ولی من از دعوای عروس و مادر شوهر مخصوصا توی فیکا خیلی خوشم میاد اصلا یه جو دیگه ای دارن )
+شام حاضره بفرمایید
-( بلند شدم کمر ا.ت رو گرفتم کمکش کردم اروم راه بره )
☆بعد شام
م& (فکر کرده من جواب این حرفاشو نمیدم ،هه ا.ت خانم کجایی یکم روغن برداشتم و ریختم توی لیوانی که شفاش نباشه ریختم اروم زیر صندلی ا.ت که مثلا حواسم نبود )
+( شامم رو خوردم میخواستم از جام بلند بشم که محکم خوردم زمین و تنها چیزی که میشنیدم صدای خواهر و پدر کوک و داد های خود کوک بود شکمم خیلی درد میکرد )
-( ا.ت وقتی بلند شد نگاهم به زمین افتاد لیز بود اما تا خواستم به ا.ت بگم

لایک یادتون نره پلیزززز
دیدگاه ها (۰)

حالا ببینم کی خوشگله ؟!لایک = 🩷گزارش = عزیزم کمتر فشار بخور ...

لایک = 🩷گزارش = عزیزم کمتر فشار بخور 😛فالو = فالو میشی 🙃    ...

ا.ت چیشده ؟+ هیچی فقط اینجا یکی فقط به کسی هنوز نیومده اهمیت...

لایک = 🩷گزارش = عزیزم کمتر فشار بخور 😛فالو = فالو میشی 🙃    ...

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط