هرکسی یک جورقلبم راشکست

هرکسی یک جورقلبم راشکست
طعنه برجانم زد و از من گذشت...

هیچ کس چشم بر دو چشم من ندوخت
هیچ قلبی بهرغمهایم نسوخت...

غربت دنیا شکارم کرده است
پیش چشم خلق خوارم کرده است...

وای ازدنیاگناه من چه بود
سهم من از زندگی این نبود
دیدگاه ها (۴)

رک بگویم!پیش چشمت اهل مِن مِن نیستمظاهرت را دوست دارم، فکر ب...

اندکی صبر کن ای بار سفر بسته به دوشارزش عشق نه اینست تو ارزا...

بارانخیال توستمی آید ،شدید می شود ،صورتم را خیس می کند ...با...

بی تو اینجا گذرِ ثانیه ها آسان نیستزیر باران تو نباشی به خدا...

پارت دومقصرو سکوت پر کرده بود حتا صدای نفس های ندیمه ها و سر...

یه چیزی هست باید بگم، برای همه نیست

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط