پسره بغضش میترکہ، میزنه زیره گریہ...
پسره بغضش میترکہ، میزنه زیره گریہ...
دختره میگہ چرا،گریہ میکنے زندگیم؟
پسره با هق هق میگہ،کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمت!
دختر:پسرخالم بود!
پسر:پس چرا دستشو گرفتہ بودے؟
دختر:چون مثل داداشمہ!
پسر:پس چرا رفتے خونشون؟
دختر:خب رفتم خونه ے خالم دیگه عشقم اینطورے نکن توروخدا…
پسره میگہ: تا حالا نمیدونستم داداش من پسر خاله تو میشہ…!!!
تــُـــفْ بــِـْــه ایـــِــن دُنـیـــــا...
دختره میگہ چرا،گریہ میکنے زندگیم؟
پسره با هق هق میگہ،کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمت!
دختر:پسرخالم بود!
پسر:پس چرا دستشو گرفتہ بودے؟
دختر:چون مثل داداشمہ!
پسر:پس چرا رفتے خونشون؟
دختر:خب رفتم خونه ے خالم دیگه عشقم اینطورے نکن توروخدا…
پسره میگہ: تا حالا نمیدونستم داداش من پسر خاله تو میشہ…!!!
تــُـــفْ بــِـْــه ایـــِــن دُنـیـــــا...
- ۱.۶k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط