ای درخت آشنا

ای درخت آشنا
شاخه های خویش را
ناگهان کجا جا گذاشتی؟
یا به قول خواهرم فروغ:دستهای خویش را
در کدام باغچه
عاشقانه کاشتی؟
این قرارداد
تا ابد میان ما
:برقرار باد
چشمهای من به جای دستهای تو
من به دست تو آب می دهم
تو به چشم من آبرو بده
من به چشمهای بی قرار تو
:قول میدهم
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
!ما دوباره سبز می شویم

reply | flag *
دیدگاه ها (۱)

امابا این همهتقصیر من نبودکه با این همه ...با این همه امید ق...

بهترین لحظه هاروزهاسالها رابا تمام جوانیروی این پله های بلند...

وقتی تو نیستینه هست های ماچونان که بایدندنه باید ها***مثل هم...

#چشاش

کاپیسا.شریف...

و من به چشمهای بی قرار تو قول می‌دهم؛ریشه های ما به آبشاخه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط