آغشته به شعر تو شدم واهمه با من

آغشته به شعر تو شدم واهمه با من
پرهیز علی رغم کشش این همه با من

مانند سوالات شب آخر و تردید
تو لطف جوابی همه و مسئله با من

لبریزترین مرد زمانم ز کلامت
نزدیک ترم از تو به تو، فاصله با من

بگذار بگویم همه جا ماه منی تو
از جاذبه و جذر و مَدَت زلزله با من

چشمم به لبت دوخته شد تا بسرایی
گفتی خبری نیست برو، صد گله با من

آن رود خروشان پر از شعر زلالی
جاری به شتابی، نکنی حوصله با من
دیدگاه ها (۱)

ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ نوشته امﺍﻣﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑ...

نفس باد صبا کو؟ نگران است دلمآن همه ساز و نوا کو؟ نگران است ...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

ﺩﻳﺪﻣﺶ ﺍﻣﺎ ﭼہ ﺣﺎﺻﻞ ،ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻋﺸﻖ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﺯﺧﺎﻃ...

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط