آداب پایتخت نشینی نخواستیم
آداب پایتخت نشینی نخواستیم
یک چسب گنده بر نوک بینی نخواستیم
ما را شمیم سنجد و توت وطن خوش است
ما میوه های مصری و چینی نخواستیم
تولید را، پدر، سر جدّت! غلاف کن!
بابایمان درآمده، نی نی نخواستیم!
خواننده های روی زمین خوش صداترند
خواننده های زیرزمینی نخواستیم
با ما بدون پرده بگویید زهر مار!
ما حاضریم...فلسفه چینی نخواستیم
یک لقمه نان به ما برساند، همین بس است
ما دولت چنان و چنینی نخواستیم
هی کار می کنیم و گزینش نمی شویم
اصلا رییس کارگزینی نخواستیم
ما خوانده ایم چاقی کاذب می آورد
نان و برنج و سیب زمینی نخواستیم
دین را دبیر جبر به ما یاد داده است
قربانتان! معلم دینی نخواستیم!
بی سور و سات هم به خدا قانعیم ما
شربت بس است، منقل و سینی نخواستیم
یک چسب گنده بر نوک بینی نخواستیم
ما را شمیم سنجد و توت وطن خوش است
ما میوه های مصری و چینی نخواستیم
تولید را، پدر، سر جدّت! غلاف کن!
بابایمان درآمده، نی نی نخواستیم!
خواننده های روی زمین خوش صداترند
خواننده های زیرزمینی نخواستیم
با ما بدون پرده بگویید زهر مار!
ما حاضریم...فلسفه چینی نخواستیم
یک لقمه نان به ما برساند، همین بس است
ما دولت چنان و چنینی نخواستیم
هی کار می کنیم و گزینش نمی شویم
اصلا رییس کارگزینی نخواستیم
ما خوانده ایم چاقی کاذب می آورد
نان و برنج و سیب زمینی نخواستیم
دین را دبیر جبر به ما یاد داده است
قربانتان! معلم دینی نخواستیم!
بی سور و سات هم به خدا قانعیم ما
شربت بس است، منقل و سینی نخواستیم
- ۲.۲k
- ۰۵ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط