داستان کوتاه پند آموز

داستان کوتاه پند آموز

مرد بیسوادی قرآن می خواند ولی معنی قرآن را نمی فهمید. روزی پسرش از او پرسید: چه فایده ای دارد قرآن می خوانی، بدون اینکه معنی آن را بفهمی؟
پدر گفت: پسرم!
سبدی بگیر و از آب دریا پرکن و برایم بیاور.
پسر گفت: غیر ممکن است که آب در سبد باقی بماند...

پدر گفت: امتحان کن پسرم!!!پسر سبدی که در آن زغال می گذاشتند،گرفت و به طرف دریا رفت.
سبد را زیر آب زد و به سرعت به طرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت و هیچ آبی در سبد باقی نماند،،،
پسر به پدرش گفت؛ که هیچ فایده ای ندارد.
پدرش گفت: دوباره امتحان کن پسرم!
پسر دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب را برای پدر بیاورد. برای بار سوم و چهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد و به پدرش گفت؛ که غیر ممکن است!!!

پدر با لبخند به پسرش گفت:
سبد قبلا چطور بود؟ پسرک متوجه شد،سبد که از باقیمانده های زغال، کثیف و سیاه بود، الان کاملاً پاک و تمیز شده است...
پدر گفت:
این حداقل کاری است که قرآن
برای قلبت انجام می دهد!

دنیا و کارهای آن قلبت را از
سیاهی ها و کثافتها پرمی کند،،،
خواندن قرآن همچون دریا
سینه ات را پاک می کند،
حتی اگر معنی آنرا ندانی.

...هیهات من الذله..
دیدگاه ها (۰)

🎆هفت گناه هلاک کننده...#اللھم‌عجل‌ݪوݪیڪ‌اݪفࢪج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌹....

🎬 #کلیپ «زمان بی‌خِیر»👤 استاد احمدی اصفهانی🔺 زمانی میرسه که ...

⭕️ حق با چه کسی بود؟🔻قالیباف:ما اهل عقب کشیدن و کوتاه آمدن ن...

⭕️ کاسه چه کنم و دفتر پزشکیان!▪️معاون دفتر رئیس‌جمهور:در برا...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط