Sadafبردم دل دیوانه خود بر سر بازارگفتم بفروشم مگر این ع

Sadaf:بردم دل دیوانه خود بر سر بازارگفتم بفروشم مگر این عاشق بیمار هرکس که نظر کرد به من گفت شکسته استدردا که ندارد دل بشکسته خریدارگفتم که ندیمی بخرم بهر دل خویشدیوانه ندیدم چو دلم در همه بازارگویا که ز تقدیر ازل کار چنین استهر کس که شد عاشق،شود او بیکس و بی یارهر چیز که خواهی به کف آری تو در عالمجز دوست که پیدا نتوان کرد به دینار
دیدگاه ها (۱)

یک شب از زندان دنیا میرومگر نشد امروز٬ فردا میرومبیم بدنامی ...

غزلی تازه بگویم ؟چه کنم ؟از همه دست بشویم ؟چه کنم ؟نیمه شب ب...

این شعر فوق العاده است؛:::👇 👇 👇 در  مسجد و  در  کعبه  به  دن...

هر زمان بیکس شدی تنها شدی یادم بکنهر زمان هم خانه با غمها شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط