آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام تا تو بسوزانی ام
خسته از اندازه جنجال ها
از گذر سوق به گودال ها
ازشب چسبیده به چنگال ها
با گذر تیر که ازبال ها،آمده ام با عطش سال ها
تاتو کمی عشق بنوشانی ام..

ماهی برگشته زدریا شدم،
تا تو بگیری وبمیرانی ام..
دیدگاه ها (۴)

کنار تو ولحن بارانی تو اضافمدوخط چتر بی معنی ام من..تورا در ...

کنار تو هیچمکنار تو صفرمکنارت هویت ندارمهلاکمدراوج ش...

دست کسی نیست زمین گیریمعاشق این آدم زنجیریم..شعله بکش بر شب ...

حس خوبی ست درآغوش خودت پیر شوماینگه یک عمر به دستان تو زنجیر...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبالِ #پریشانی امطاقتِ #فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط