درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی باهاش گیم میزنی و میبازی.......
+لینو!
_هوم؟
+میای بریم یگم گیم بزنیم؟
_نه
+چرااا؟
_دفعه ی قبل که دسته ی بازیم رو به دستت دادم شکستیش
+یااا از دستم افتاد
_گفتم نه
+تلو خدا🥺🥺
_باشه باشه فقط چهرتو اونکاری نکن خیلی زشت میشی
+باشه
_ولی بیا یه شرط بزاریم
+چه شرطی؟
_اگه من بردم باید یه کاری رو که من میگم انجام بدی و اگه تو بردی یه کار رو برات انجام میدم
+باشه
_مثل اینکه خیلی مطمئنی لی ا/ت
+اره خیلی مطمئنن چون قراره ببازی لی مینهو
_اوکی
ویو ا/ت
داشتیم بازی میکردیم آخرای بازی وقتی که به پیروزی نزدیک شدم یهو لینو برد
+اهههههههه چراااا(دسته ی بازی رو پرت کرد)
_یاااااا هایون زدی دسته ی بازیم رو شکستی(گریه)
+اوه ببخشید عزیزم یلحظه عصبی شدم
_الان ببخشید تو به چه درد من میخوره حالا چطوری با فلیکس گیم بزنم؟؟؟؟
+باشه بابا لازم نیست گریه کنی بلند شو بریم یکی برات بخرم
+(آروم) مرتیکه از سنش خجالت نمیکشه برای یه دسته ی بازی گریه میکنه
_شنیدم چی گفتی
+ساکت شو
پرش زمانی به داخل فروشگاه
+سلام خسته نباشید
_سلام
فروشنده: سلام خیلی خوش اومدید چطور میتونم کمکتون کنم؟
+امم میخواستم دسته ی بازی بخرم
فروشنده: بفرمایید از این طرف
+کیفیت کدومشون بهتره؟
فروشنده: این از همشون بهتره
+قیمتش چنده؟
فروشنده: 840 هزار وون
+840هزار وونننن؟(تعجب)
فروشنده: بله
+خیلی خب پس همینو میخرم
.
.
.
+ممنونم خدانگهدار
فروشنده:خیلی خوش اومدین
+بفرما حالا راضی شدی؟
_اوهوم
+دیگه بریم خونه هوا سرده
ویو لینو
سوار ماشین شدیمو رفتیم خونه
وقتی رسیدیم یاد شرطمون افتادم
_ا/ت!
+چیههه؟ دیگه چی میخوای؟
_شرطمون رو که یادت نرفته؟
+هوففف (کلافه دستی توی موهاش کشید) خب درخواستت رو بگو
_بدنتو بسپار دست من
+چی؟
_زود باش دیگه تو باختی باید انجامش بدی
+نمیخوامممم
لینو رفت سمت ا/ت و کولش کرد و بردتش سمت اتاق
+هی هی لینو منو بزار پایین زودباش
_منم مثل خودت نمیخوام.......
#تکپارتی
وقتی باهاش گیم میزنی و میبازی.......
+لینو!
_هوم؟
+میای بریم یگم گیم بزنیم؟
_نه
+چرااا؟
_دفعه ی قبل که دسته ی بازیم رو به دستت دادم شکستیش
+یااا از دستم افتاد
_گفتم نه
+تلو خدا🥺🥺
_باشه باشه فقط چهرتو اونکاری نکن خیلی زشت میشی
+باشه
_ولی بیا یه شرط بزاریم
+چه شرطی؟
_اگه من بردم باید یه کاری رو که من میگم انجام بدی و اگه تو بردی یه کار رو برات انجام میدم
+باشه
_مثل اینکه خیلی مطمئنی لی ا/ت
+اره خیلی مطمئنن چون قراره ببازی لی مینهو
_اوکی
ویو ا/ت
داشتیم بازی میکردیم آخرای بازی وقتی که به پیروزی نزدیک شدم یهو لینو برد
+اهههههههه چراااا(دسته ی بازی رو پرت کرد)
_یاااااا هایون زدی دسته ی بازیم رو شکستی(گریه)
+اوه ببخشید عزیزم یلحظه عصبی شدم
_الان ببخشید تو به چه درد من میخوره حالا چطوری با فلیکس گیم بزنم؟؟؟؟
+باشه بابا لازم نیست گریه کنی بلند شو بریم یکی برات بخرم
+(آروم) مرتیکه از سنش خجالت نمیکشه برای یه دسته ی بازی گریه میکنه
_شنیدم چی گفتی
+ساکت شو
پرش زمانی به داخل فروشگاه
+سلام خسته نباشید
_سلام
فروشنده: سلام خیلی خوش اومدید چطور میتونم کمکتون کنم؟
+امم میخواستم دسته ی بازی بخرم
فروشنده: بفرمایید از این طرف
+کیفیت کدومشون بهتره؟
فروشنده: این از همشون بهتره
+قیمتش چنده؟
فروشنده: 840 هزار وون
+840هزار وونننن؟(تعجب)
فروشنده: بله
+خیلی خب پس همینو میخرم
.
.
.
+ممنونم خدانگهدار
فروشنده:خیلی خوش اومدین
+بفرما حالا راضی شدی؟
_اوهوم
+دیگه بریم خونه هوا سرده
ویو لینو
سوار ماشین شدیمو رفتیم خونه
وقتی رسیدیم یاد شرطمون افتادم
_ا/ت!
+چیههه؟ دیگه چی میخوای؟
_شرطمون رو که یادت نرفته؟
+هوففف (کلافه دستی توی موهاش کشید) خب درخواستت رو بگو
_بدنتو بسپار دست من
+چی؟
_زود باش دیگه تو باختی باید انجامش بدی
+نمیخوامممم
لینو رفت سمت ا/ت و کولش کرد و بردتش سمت اتاق
+هی هی لینو منو بزار پایین زودباش
_منم مثل خودت نمیخوام.......
- ۸.۰k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط