غروبا میونه هفته برسرقبریه عاشق

غروبا میونه هفته برسرقبریه عاشق
یه جوون میاد میزاره گلایه سرخه شقایق
بیصدامیشکنه بغضش روی سنگ قبر دلدار اشک میریزه ازدوچشمش مثل بارون وقت دیدار زیرلب باگریه میگه مهربونا بی وفایی رفتیو نیستی ببینی چه جگر سوزه جدایی آخه من تورامی خواستم اون نجیبه خوبه پاکا اون صدای مهربونا نه سکوت سرد خاکا توی که نگاه پاکت مرحم زخم تنم بود دیدنت حتی یه لحظه راحل مشکلم بود توگفتی با جدایی هیچ میونه ای نداری توکه ریشه کردی بامن توی خاک بیقرار ی پس چرا تنهام گذاشتی تو این فصل سیاهی توعزیزترینی اما یه رفیق نیمه راهی داد رفتنت عزیزم خط کشید روبودن من رفتیو دیگه چه فایده ناله او زجه او شیون توسعه کردی به خورشید رفتی اون وردقایق منا جا گذاشتی این جا بادی خسته او عاشق
دیدگاه ها (۱)

اشک میریزه از دو چشمم مثل بارون وقت دیدارزیرلب با گریه میگم ...

اشک میریزه از دو چشمم مثل بارون وقت دیدارزیرلب با گریه میگم ...

دلم هواتوکرده...غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـقیـه ...

غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشقیه جوون میاد میزاره گلای سر...

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق    یـه جوون مـیاد م...

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـقیـه جوون مـیاد مـیزا...

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـی...

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیز...

غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشقیه جوون میاد میزاره گلای سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط