حرفهای ما هنوز ناتمام

حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی 
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو
ناگزیر می شود
آی
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود 

فدای قدو بالات بشم..امید زنده بودنم..قربون چشات بشم..وای بد موخامت. موخام..
دیدگاه ها (۱)

و من جا میمانم،از این همه محبت های بی پایانت..کم می آورم برا...

پیامبری ست در چشمانت که دعوت می کند به کفر!می پرستمت وقتی نگ...

اگر کسی نداند تو و خدا میدانیذ کهتو و من تا میشویم از مویی ن...

زیبای من...با تمام وجودم خیره به راهتم.شوق دیدنت قلبم رو دار...

فیک : بین راندها

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟮 یهو صدای بلند و رسا از چن...

خب ی داستانی رو که قبلاً نوشتم رو می‌زارم البته داخل پست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط