معاويه در مدينه جاسوسي داشت كه حوادث مدينه را با فرستادن

معاويه در مدينه جاسوسي داشت كه حوادث مدينه را با فرستادن نامه، به او گزارش مي داد در يكي از گزارشها، براي معاويه نوشت «حسين بن علي، كنيز خود را آزاد نموده و سپس با او ازدواج كرده است» وقتي كه اين خبر به معاويه رسيد، نامه اي با اين مضمون، براي امام حسين (ع) نوشت «به من خبر رسيده كه تو با كنيز خود ازدواج كرده اي؛ به جاي اين كه با همتاهاي خود در طايفه خويش ازدواج كني؛ اگر با آنها ازدواج مي كردي، فرزندان نجيب از آنها به دنيا مي آمد و تو شخصيت خود را حفظ مي كردي، ولي تو نه درباره فرزندانت انديشيدي نه درباره خودت و با كنيزي ازدواج كردي كه از شأن تو دور است.

امام حسين (ع) در پاسخ او چنين نوشت «نامه و انتقاد تو در مورد ازدواج من با كنيز آزاد شده ام، به من رسيد، اين را بدان، هيچ كس در شرافت و نسب به مقام رسول خدا (ص) نمي رسد، من كنيزي داشتم كه براي رسيدن به ثوابِ خدا او را آزاد كردم؛ سپس، بر اساس سنّت پيامبر (ص) با او ازدواج نمودم؛ و اين را نيز بدان كه اسلام، خرافات جاهليت را از بين برده است و هيچ سرزنشي بر مسلمانان روا نيست، مگر گناه كنند؛ بلكه سرزنش، سزاوار آن كسي است كه پيرو برنامه هاي جاهليت باشد.

______________________

اعيان الشيعه ج1 ص538
دیدگاه ها (۲)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

قصه چهاردهم: معاویه. (قسمت دوم)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد م...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :سالروز میلاد سید الکریم، حض...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

بسم الله الرحمن الرحیم اربعین حسینی (ع) تسلیت باد امام صادق ...

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط