عشق سبز و صورتی
فصل ۳ پارت ۳
آنیا: چیی؟ پسر اول؟ تو اینجا چکار میکنی؟ چرا منو بغل میکنی
دمیتروس: آروم بابا چقدر سوال میکنی
آنیا: جواب سوال منو بده
دمیتروس آنیا رو چسبوند به دیوار و گفت: فکر میکنی چرا بغلت کردم؟ من..من اون زمان همیشه دوست داشتم ولی تو فقط به دامیان میچسبیدی
ذهن آنیا: چی؟ اگه..اگه دمیتروس اینجائه پس.. یعنی..
آنیا: چیزی؟ برو اون ور میخوام برم
دمیتروس: باشه میرم ولی بازم میام خداحافظ کوچولو
و میره
ذهن آنیا: نه نه نه ممکن نیست که اون بر گشته باشه..نه نه به این چیزا فکر نکن
آنیا سوار ماشینش میشه و راه میوفته سمت خونه
توی راه ی ماشین دیگه میزنه به ماشین آنیا و سپر ماشین آنیا خورد میشه ماشین اون هم فقط یکم خراش بر میداره
آنیا از ماشین پیاده میشه و با اعصبانیت داد میزنه: ...
خماری خماری خماری خماری خماری خماری 😁😁😘❤️
آنیا: چیی؟ پسر اول؟ تو اینجا چکار میکنی؟ چرا منو بغل میکنی
دمیتروس: آروم بابا چقدر سوال میکنی
آنیا: جواب سوال منو بده
دمیتروس آنیا رو چسبوند به دیوار و گفت: فکر میکنی چرا بغلت کردم؟ من..من اون زمان همیشه دوست داشتم ولی تو فقط به دامیان میچسبیدی
ذهن آنیا: چی؟ اگه..اگه دمیتروس اینجائه پس.. یعنی..
آنیا: چیزی؟ برو اون ور میخوام برم
دمیتروس: باشه میرم ولی بازم میام خداحافظ کوچولو
و میره
ذهن آنیا: نه نه نه ممکن نیست که اون بر گشته باشه..نه نه به این چیزا فکر نکن
آنیا سوار ماشینش میشه و راه میوفته سمت خونه
توی راه ی ماشین دیگه میزنه به ماشین آنیا و سپر ماشین آنیا خورد میشه ماشین اون هم فقط یکم خراش بر میداره
آنیا از ماشین پیاده میشه و با اعصبانیت داد میزنه: ...
خماری خماری خماری خماری خماری خماری 😁😁😘❤️
- ۸۶۴
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط