عشق دردناک
عشق دردناک
p⁹
"ویو دو هفته بعد"ویو ا.ت"
دو هفتس اینجام هر روز کوک سعی میکنه جلب توجه کنه ولی من حتی نگاهشم نمیکنم
مطمئنم تهیونگ و دو هیون و سونا خیلی نگرانم هستن
داشتم تلویزیون نگاه میکردم که قفل در چرخید و کوک تویه چهارچوب در ظاهر شد
+سلام بیبی(لبخند)
_س...سلام(سرد)
+خوبی چی نگاه میکنی؟(در حال گذاشتن وسایل ها و با لبخند)
_...
وسایل رو که جمع کرد سمتم اومد و از کمرم و زیرپام گرفت و بلندم کرد
_چی...چیکار میکنی؟
+هیچی میخوام یه نینی کوچولو تو دلت بکارم
_چی؟!(تعجب و ترسیده)
(ادامه توی کامنت ها)
p⁹
"ویو دو هفته بعد"ویو ا.ت"
دو هفتس اینجام هر روز کوک سعی میکنه جلب توجه کنه ولی من حتی نگاهشم نمیکنم
مطمئنم تهیونگ و دو هیون و سونا خیلی نگرانم هستن
داشتم تلویزیون نگاه میکردم که قفل در چرخید و کوک تویه چهارچوب در ظاهر شد
+سلام بیبی(لبخند)
_س...سلام(سرد)
+خوبی چی نگاه میکنی؟(در حال گذاشتن وسایل ها و با لبخند)
_...
وسایل رو که جمع کرد سمتم اومد و از کمرم و زیرپام گرفت و بلندم کرد
_چی...چیکار میکنی؟
+هیچی میخوام یه نینی کوچولو تو دلت بکارم
_چی؟!(تعجب و ترسیده)
(ادامه توی کامنت ها)
- ۹.۲k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط