عشق مافیایی

عشق مافیایی

Part=9


ویو کاترین

اگر بهش بگم راحت میشم ولی نه دختر فکر کردی ک اونم میگه اره منم دوست دارم عمرا خواب دیدی خیره
هوفی از کلافگیم کشیدم ک نمیدونم چرا اما احساس کردم باید اینو امشب بهش بگم

ویو کوک

رفتم داخل خونه روی مبل نشستم کلافه دستی ب گردنم و موهام کشیدم

توی ذهن کوک

یعنی حسم و بهش بگم؟ پس غرورم چی میشه؟ موضوع بین خانواده هامون چی میشه؟
همینجوری با خودم کلانجار میرفتم ک تصمیمم رو گرفتم میخواستم برم بهش بگم ک اجوما صدام کرد(اجومای مزاحم 😂)

رفتم پیشش و کارش و انجام دادم ای خدا یعنی نباید بهش بگم بعد یکم فکر کردن تصمیمم رو گرفتم






امشب بهش میگم




(گایز میدونم این پارت کم بود ولی از پارتای دیگه داستان تازه قشنگ میشه😉)

شرطا
5 لایک
5 کامنت
❤️✨🧚‍♀
دیدگاه ها (۲)

عشق مافیاییPart=10(پرش زمانی ساعت 9 و نیم) ویو کاترینرفتم از...

عشق مافیاییPart=11ویو کاتریندیدم کوک خوابش برده لبخندی زدم و...

عشق مافیاییPart=8ویو کوکپرش زمانی 4 ساعت بعدالان نزدیکه 4 سا...

عشق مافیاییPart=7ویو کوککاترین با اون لباسا داره میاد پایین ...

part 3عشق پنهان《ویو جونگ کوک》یعنی اون لبخند برای چی بود چرا ...

part43 عشق پنهان《ویو ات》از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دی...

Part 17فلش بک به دو روز بعد کوک ویو تو این دو روز خیلی اعصاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط