ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی!

ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی!

پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی!

مهری بزن از بوسه به پیشانی سردم

بد نام که هستیم به اندازه ی کافی!

تلخینه ی آمیخته با هر سخنت را

صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی!

با یافتن چشم تو آرام گرفتم

چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی..

چندی ست که سردم شده دور از دم گرمت..

بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی...



#علیرضا_بدیع
#غزل_شعر
دیدگاه ها (۶)

دلتنگیشوخی سرش نمی شوددلتنگی موریانه است ومن هنوز آدم نشده ا...

تمام آغوشهاى دنيا را هم داشته باشم" دلتنگ " که مى شومدلبازتر...

گريه آخرين چيزى ست که باقى مى ماندو بغضيکى مانده به آخرى ستو...

همین که هستی و این لحظه های زیبا هستهمین که هستم و طومار آرز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط