اسفندیار و آرش و رستم که رفتند

اسفندیار و آرش و رستم که رفتند

تقدیر ما بازیچه ی مردان بنگی ست

پایین نشین ها یک شبه بالا نشینند

تا روزگار بازی الاکلنگی ست

باید بجنگم حق خود را پس بگیرم

من مرد جنگم ! هر قلم مثل تفنگی ست
دیدگاه ها (۵)

نمی بستیم اگر از ترس میرابان دهان ها رانمی بردند رعیتهای این...

سعیدی سیرجانی؛ از ایران به عنوان » مظهر العجائب » یاد میکرد....

شهراد-میدریآه مرغ ِ سحر! از میهنم ایران چه خبر؟خوش خبر باشی ...

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥درود برتو ای بزرگ بانوی مهربانی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥"مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط