گفت منتظر بمان رفت

گفت منتظر بمان رفت
من منتظر نماندم
او هم نیامد
چیزی شبیه مرگ شد
بے ‌آنکھ کسے بمیرد
دیدگاه ها (۱)

خیال " تو " ؛معجزه ایست که ...هر روز غرقش می شوم ...و ...نمی...

گاهیـ دلمـ میخـواهد بروم ..یه گوشیـه بنشــینم..پشــتم را بکن...

عاشقت خواهم ماند...بی آن که بدانی دوستت خواهم داشت...بی آن ک...

ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻪ :ﺩﻭﺳﺘــــــــــــــــ...

چیزی شبیه مرگ بود اما کسی نمرد 💔

🔻امثال برزو ارجمند که منتظر اون وقتِ لعنتی بودن و برای این ک...

دلم شبیه دریاستگاهی آروم و بی صداگاهی پر از موج های ناگهانی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط