دوست دارم

دوست دارم
در این شب دلپذیر
عطر تو
چراغ بینایی من شود
و محبوبه شب راهش را گم کند.

دوست دارم
شب لرزان از حضورت
پایش بلغزد
در چاله ای از صدف که ماهش می خوانند
و خنده آفتاب دریا را روشن کند.

اما نه آفتاب است و نه ماه
عصرگاهی غمگین است
و من این همه را جمع کرده ام
چون دلتنگ توام
دیدگاه ها (۲)

شاه دلم گدا مکُش ، من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان...

چقدرزیبااااااامرحمی گر بردلم باشی طبیبت میشومچون بخواهی یانخ...

گفته بودی ازمحبت خارها گل میشودای بسوزد ریشه ضرب المثل های د...

ای عــــــــشقای مجـــــــنونممانند نســـــیمی در بـــــــه...

شعله های حسادت در قلب تومان پارت 14

Rofile of the wolf...۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط