My violent mafia

My violent mafia
season1
Part11
آروم رفتم پایین و با چیزی که مواجه شدم قلبم ریخت
بدب بی جون جونگ کوک و صورت خونیش روی زمین افتاده بود و تهونگ و اجوما و کلی بادیگاردای دیگ دور ورش بودن از ترسم سکوت کرده بودم سر جام خشکم زده بود
اگه جونگ کوک بمیره چی
دشمناش اینجا حمله کنن چی
شاید تقصیره منه
توی سرم کلی سوال بود و تکون نمیخوردم که ی دفعه اجموما صدام زد
اجوما: ا.ت ا.تت ا.تتت(با داد و نگرانی)
ا.ت: بلههه اومدم
با شنیدم صدای اجوما زودی رفتم پایین و جعبه ی کمک های اولیه رو اوردم
و رفتم سمت جونگ کوک همه کنار رفتن
و دیدم بازوش زخم شده و پهلوش تیر خورده
زود زنگ زدم اورژانس و خیلی زود اومد جونگ کوک و گذاشتن رو برانکارد و بردن منم مجبور شدم بمونم خونه چون کس مهم جونگ کوک نبودم رفتم اتاق و از پیجره منتظر اومدنش بودم و فکرم به این افتاد که من جونگ کوک و فقط دو سه روزه میشناسم ولی حس میکنم اگر از دستش بدم خودمم از دست میرم
اجوما: ا.ت میتونم بیام داخل؟
ا.ت بله بفرمایید
اجموما: ا.ت عزیزم گوش کن وقتی که جونگ کوک بیاد کسی نیست که پانسمانش رو عوض کنه و اگر بلد نیستی باید بگم اول باید لباس جونگ کوک و در بیاری چون پانسمان زبر لباسشه و خودش نمیتونه بازوشو تکون بده
و بعد از در اوردن لباسش پانسمانش و باز میکنی و پماد مخصوصشو میزنی و بعد با ی باند جدید پانسمانش میکنی و لباسشو میپوشونی باشه؟
ا.ت باشه ولی شما اینارو از کجا میدونید
اجوما: من پسرم ی بار بازوش زخم شد و خودم پانسمان کردم و بخاطر هنین میدونم

صدای درعمارت ...
اجوما: من میرم درو باز کنم تو هم بیا پایین
ا.ت : چشم
ویو ا.ت
رفتم پایین و دیدم کوک حالش بهتره من خوشحال شدمو رفتم پایین کنار کوک نشستم و کوک ی نگاهی به من کرد و گفت
کوک: دیدی برگشتم
ا.ت: قرار نبود زخمی بشی
ا.ت: زود باش توضیح بده چی شد چرا زخمی شدی
کوک: هیچی نشد کای با دشمنام دست به یکی کرد و به من دروغ گفت محموله هارو ندزدیده بودن چون من کای رو موقتی اخراج کرده بودم و اونم میخاست انتقام بگیره الان من خوبم. لی وعضیت اون اثلا خوب نیس
ا.ت: اوووو فک نمیکردم اینجوری بتشه داستانت
کوک: هوم
اجوما: خب دیگه بردید بخابید و استراحت کنید ا.ت تو هم فردا ی بار صبح پانسمانشو عوض. کن و ی بار هم نیمه شب
ا.ت: چشم اجوما من میرم بخابم
ویو ا.ت
رفتم اتاق و دراز کشیدم گوشیمو باز کردم و کلی مسیج از یونا دیدم خیلی خوشحال شدم ولی میدونستم اون نگرانه پس با خودم گفتم بهش فردا صبح زنگ میزنم ولی قبلش باید از جونگ کوک اجازه بگیرم
ویو کوک
رفتم اتاق چون راحت نبودم لباسمو دروردم تا بدنم نفس بکشه و فردا برم حموم وقتی داشتم مبخابیدم به این فکر میکردم که خب شاید من ا.ت رو جزو خانوادم میبینم ولی ی حس عجیبی بهش دارم خب نه من ا.ت رو جزو خانوادم نمیدیدم من ا.ت و دوست داشتم یا عاشق بودم؟
نه نه نه کوک تو نباید عاشق ی دختر بشی
باید بخابم تا اروم بشم و از فکر این چیزا بیام بیرون

ادامه دارد: 15لایک
من اینهمه طولانی مینویسم حمایت کنید دیگ دستام درد گرفت😕
دیدگاه ها (۹)

My violent mafiaseason1Part12صبح روز بعدـــ.. ویو. ا.ت: صبح ...

My violent mafiaseason1Part13رفتم اتاق و لم دادم رو تخت و زن...

My violent mafiaseason۱Part۱۱رفتم تو اتاقم خب حقم داشتم چون ...

سلام 👋🏻داشتم با خودم فک میکردم پارت هارو کمتر کنم اول که شم...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط