کاش از انگشتان دستمان ياد ميگرفتيم

کاش از انگشتان دستمان ياد ميگرفتيم
يکي کوچک
و يکي بزرگ
يکي بلند
و يکي کوتاه
يکي قوي تر
و يکي ضعيف تر
اما هيچکدام ديگري را مسخره نميکند
هيچکدام ديگري را له نميکند
و هيچکدام براي ديگري تعظيم نميکند
آنها کنار هم يک دست ميشوند و کار ميکنند
چرا ما انسانها اگر از کسي بالاتر بوديم
لهش ميکنيم
و اگر از کسي پايينتر بوديم
او را ميپرستيم
شايد بخاطر همينکه يادمان باشد
نه کسي بنده ماست
نه کسي خداي ما
خداوند انگشتهاي ما را اينگونه آفريد.
آري،
بايد با هم باشيم و کنار هم
آنگاه لذت يک دست بودن را ميفهميم
و
کاش مي شد ...
که کسي مي آمد ...
باور تيره ي ما را مي شست
و به ما مي فهماند ...
دل ما منزل تاريکي نيست
"اخم" بر چهره بسي نازيباست
بهترين واژه
همان "لبخند" است.
که ز لبهاي همه دور شده ست
کاش مي شد
که به انگشت، نخي مي بستيم
تا فراموش نگردد
که هنوز
"انسانيم"
دیدگاه ها (۱۰)

ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨـﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ که مي گوﯾﻨﺪ :ﻣﺮﺩ ﺑـﺎﯾﺪ ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑـ...

دل به هر کس مسپار!!! گرچه،عاشق باشد حکم دلداري،فقط عشق که ني...

مردی به یکی از فرزندانش گفت: ای پسرم میدانی بهشت مجانی است و...

تبسم را نه مي توانيم بخريم،نه مي توانيم قرض کنيم فقط مى توا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط