انگار نه انگار كه ما عاشق اوئیم

انگار نه انگار كه ما عاشق اوئیم
یعقوب گرفتار، به پیراهنِ بوئیم

با شانه بگو سر به سر ما نگذارد
ما انجمن گم شدگان سر موئیم

ما رنج بدیدیم ولى گنج ندیدیم!
تقدیر همین بود بگردیم، نجوئیم

هركس كه بدى كرده به ما خیر ندیده
جز دوست براى همه كس آینه خوئیم

گیرم كه هزاران غزل از هجر نوشتیم
جرات كه نداریم، به دلدار بگوئیم!

همزاد سكوت شب و همدرد شقایق
ما شاعركان قفس بغض گلوئیم

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

انگار نه انگار كه ما عاشق اوئیمیعقوب گرفتار، به پیراهنِ بوئی...

حکم ما دل بود اما، صد امان از بخت بددست ما بی حکم گردید، حری...

آن دم که دلم بود و دلت بود و دلشدل دادم و دل رفت به دلدار چه...

آن دم که دلم بود و دلت بود و دلشدل دادم و دل رفت به دلدار چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط