غم عشق آمد و غم‌های دگر پاک ببرد

غم عشق آمد و غم‌های دگر پاک ببرد

سوزنی باید کز پای برآرد خاری

می حرامست ولیکن تو بدین نرگس مست

نگذاری که ز پیشت برود هشیاری

می‌روی خرم و خندان و نگه می‌نکنی

که نگه می‌کند از هر طرفت غمخواری

خبرت هست که خلقی ز غمت بی‌خبرند

حال افتاده نداند که نیفتد باری

شیخ اجل سعدی
دیدگاه ها (۸)

منیم عشقیم سنه جانا ........................عزیزم عشق من به ...

ز عقل، اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید گرت آسودگی باید، ب...

بــــ ♥ــراے عشق تمنا كن ولے خار نشو.ღღ بــــ ♥ــراے عشق ق...

رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است!! رسیدن آداب دارد.. وقتی رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط