من پناهنده ام

من پناهنده ام
به مرزهای تنت
و من همه جهان را
در پیراهن گرم تو
خلاصه می کنم
مثل درختی
که به سوی آفتاب قد می‌کشد
همه‌ وجودم دستی شده است
و همه‌ دستم خواهشی:
خواهش تو
چه بی تابانه میخواهمت!
تو را دوست دارم
و این دوست داشتن
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می کند
#شاملو
#شعر
#شعر_عاشقانه
#عاشقانه
#متن
#متن_خاص
#تکست
#تکست_خاص
#ادبیات
#عاشقانه_خاص
#متن_و_شعر_عاشقانه
#ویسگون
#آفرینش
دیدگاه ها (۱۳)

️نسل ما نسلی ست که درس خواند تا دانشجو شود...شنیده بودیم دان...

ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍنى ﭼﻪ ﺑﮕﻮيى، ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ دهى ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﮕﻮيى ﻓﻘﻂ ﺳ...

میبینمتحتی با چشم هایِ بسته.می شنوی.امحتی وقتی چیزی نمی‌گویم...

می‌گفت:وقت‌هایی که آشفته‌ای، بی‌قراری دستت به هیچ‌جا بند نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط