من رو فالو کنید برای رمان های بعدی🩷
من رو فالو کنید برای رمان های بعدی🩷
رمان درخواستی هم داریم 🌸
این رمان درباره ی انیمیشن معروف یعنی شکارچیان شیاطین کیپاپ هست💖
پارت 𝟭
یروز که میرا ، زویی و رومی داشتن از مدرسه بر میگشتن جینو رو دیدن .
جینو بهشون سلام کرد و اونا هم سلام کردن . میرا و زویی باید زود میرفتن خونه چون کار داشتن و رومی باید منتظر تاکسی میموند.
بعد از خداحافظی رومی منتظر تاکسی بود ولی هیچ تاکسی وجود نداشت .
جینو : میخوای برسونمت ؟
رومی : نه خودم منتظر میمونم که تاکسی بیاد .
جینو : امروز خیلی خیابون خلوته تاکسی نمیاد ها .
رومی : حالا شاید اومد .
جینو :نه نمیاد اگه همینجا منتظر بمونی ظهر میشه و دزد زیاد هست .
رومی :باشه برسون .
رومی سوار ماشین جینو شد و رسید خونه تا در خونشو باز کرد .......
رمان درخواستی هم داریم 🌸
این رمان درباره ی انیمیشن معروف یعنی شکارچیان شیاطین کیپاپ هست💖
پارت 𝟭
یروز که میرا ، زویی و رومی داشتن از مدرسه بر میگشتن جینو رو دیدن .
جینو بهشون سلام کرد و اونا هم سلام کردن . میرا و زویی باید زود میرفتن خونه چون کار داشتن و رومی باید منتظر تاکسی میموند.
بعد از خداحافظی رومی منتظر تاکسی بود ولی هیچ تاکسی وجود نداشت .
جینو : میخوای برسونمت ؟
رومی : نه خودم منتظر میمونم که تاکسی بیاد .
جینو : امروز خیلی خیابون خلوته تاکسی نمیاد ها .
رومی : حالا شاید اومد .
جینو :نه نمیاد اگه همینجا منتظر بمونی ظهر میشه و دزد زیاد هست .
رومی :باشه برسون .
رومی سوار ماشین جینو شد و رسید خونه تا در خونشو باز کرد .......
- ۷۹
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط