زندگی سیاه

زندگی سیاه
پارت۴

عمه. بلخراه ا.ت خانوم تشریف فرما شدن
ا.ت. ناراحتی
كوک. ا.ت لطفاً ساکت شو
ا.ت. هاااا چته تو یه عو..ضی......
کوک. .سیلی.
ا.ت. عوضی کاش تو داداشم نبودی. قاشق پرت کرد و رفت.



تو اتاق
ا.ت. داشتم با ماری چت میکردم صورتم قرمز شده بود
بعد گوشیمو گذاشتم تو شارژ دراز کشیدم


تق تق تق
ا.ت. بله
اجوما. خانوم
ا.ت. هااا بانو گفتن برین تو اتاقشون
ا.ت.اوکی

تق تق
عمه. بیا تو
ا.ت. بامن کاری داشتین
عمه. چرا تو الان اومدی
ا.ت. اگه به تو بود هیچوقت دوست نداشتی بیام
عمه. دختری هر..زه
ا.ت.ننته
عمه. تو فقط بخاطر منافع خودت برگشتی.داد.
بلند شدا.ت رو هل داد.
ا.ت.تکون نخورد. اگه فقط ۱ درصد بخاطر منافع ام برگشته بودم حتی پیششش شما برنمیگشتم.دادو هل دادن عمه اش.
از اتاق رفت بیرون





خماری
دیدگاه ها (۱)

زندگی سیاهپارت۵ا.ت. احمقا فکر کردن چون بچم هیچی نمی‌دونم اما...

زندگی سیاهپارت ۳تو ماشینوسط راه بود که جین زنگ میزنه به کوکک...

I loved be angel PART 33ا/ت. ترسیده بودم انقدر که بدنم میلرز...

part36که یهو..... بهم نگاه کردو گفت. _چیه هر*زه +ه.... هیچی ...

زندگی جدید (پارت۶)با دیدن اون صحنه دنیا روی سرم خراب شد اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط