ما مردمی هستیم که شادی را نمی‌ دانیم

ما مردمی هستیم که شادی را نمی‌ دانیم
بچه‌ هایمان تاکنون رنگین کمان ندیده‌ اند
‌اینجا کشوری است که درهای خود را بسته
و اندیشیدن و احساس را لغو کرده است
در اینجا ، پرنده پروایِ پریدن ندارد و شاعر
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ هراس از شعر خواندن!
دیدگاه ها (۰)

داستان ها تموم میشن اما؛حرف ها، نگاه ها،مکان ها،عطر ها،باقی ...

سر انجامِ دوست داشتم چه شد؟تویی که نخواستی ...منی که جا ماند...

اونایی ک ب دخترا میگه نجس یادشون باشه پدرش که پاکع با یه آدم...

من غمگینم و عاشق و مهربون شما چی؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط