بی نگاهت... بی نگاهت...مرده بودم بارها...

بی نگاهت... بی نگاهت...مرده بودم بارها...
ای که چشمانت گره وا می کنند از کارها

مهر تو جاری شده در سینه ی دریا و رود
دور دستاس تو می چرخند گندمــزارها ..

تکتم
دیدگاه ها (۱)

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

ماهِ لبِ دریا..✨ ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

یڪ دوست داشتن‌هایے هستڪہ از دور استو در سڪوتڪہ دلت برایشاز د...

#پاییزتون‌پر‌از‌حس‌و‌حال‌خوب🍂🍁نمِ بارانِ پُر از حس دل‌انگیز#...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

#دلبرا دل میدهم تو دلدارم می شوی ؟عاشق زار تو میگردم تو یارم...

حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و خوا...

ذکرِ خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر وقرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط