چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p2

چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p2
--

روزا دارن هی سخت تر میگذرن .. تو بیشتر هیچی نمی‌فهمی و امتحان هی داره نزدیک تر میشه .. رسما انقد درس خوندی روانی شدی .. ولی انگار هیچ کاری نکردی .. هیچی نمی‌رفت تو مغزت .. استرس داشتی که وای .. اگه خراب کنم چی؟؟ اگه نتونم چی؟؟ فقط یروز به امتحان مونده .. یعنی فقط امروز وقت دارم و فردا باید برم امتحان بدم .. خدایا چرا انقد بدبختم ..
بعد از ۱۰ ساعت درس خوندن با چشمای خسته از اتاقت میای بیرون .. هیونجین داشت ps5 بازی میکرد .. میری و آروم کنارش می‌شینی
+ او خانم خسته نباشییی
- هیون من نمیتونم ( بغض )
+ واا .. ا.ت؟؟ این چه حرفیه؟؟ این اون ا.تی نیست که من میشناسما .. دختر تو این همه خوندی معلومه میتونی
- هیچی یاد نمی‌گیریم انگار یه بچه دوساله .. خیلی احمقم
هیونجین پی اس فایوو کنار می‌ذاره و آروم بغلت می‌کنه ..
+ فشار آوردن به خودت چیزیو درست نمیکنه .. حالا هم بدون استرس به این فکر کن که میتونی موفق شی ‌.. و چقد قراره بعدش خوشحال شی ..
با حرفای هیونجین یکم دلت آروم گرفت .. بلاخره یکم به خودت استراحت دادی و همونجا تو بغل هیونجین خوابیدی .. الان هردوتون رسما خسته تو بغل هم خوابتون برده بود ..

رینگ .. رینگ .. رینگ
گوشیت زنگ میخوره .. بلند میشی .. واییی
امروز که امتحانههههه
سریع با عجله بلند میشی لباساتو میپوشی و یه بوس روی پیشونی هیونجین میزنی و میری ..
تو راه رسیدن خیلی استرس داشتی ولی تلاش کردی خودتو آروم کنی .. رسیدی
با عجله وارد محیط شدی کارت ورود به جلسه رو دادی و رفتی سر میزت نشستی .. امتحان و با استرس شروع کردی ..
از اینکه سوالی رو بلد نبودی محکم پاتو زمین میکوبیدی و اعصابت بهم ریخته بود ..
بلاخره اون امتحان کوفتی رو دادی ..
و تو راه برگشت استرس اینو داشتی که شاید خراب کردم یا نه ...
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p1 ا.ت -هیونجین +--از این ...

سناریو ( وقتی قربون صدقشون میری چه واکنشی نشون میدن؟ ) { درخ...

مشکل "نه هوش کمه، نه تنبلی! مشکل جای دیگه‌ست! 🤯"باور نمی‌کنی...

سناریو ( وقتی که یواشکی داری خود//کشی میکنی و مچتو میگیرن )-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط