به چشمانِ تو محتاجم، نگاهت را نگیر از من

به چشمانِ تو محتاجم، نگاهت را نگیر از من
در این آبادیِ ویران، سلامت را نگیر از من

دلم سودایِ عشقت را، کماکان زیر سر دارد
از این چشمِ خمارآلود، شرابت را نگیر از من

تو ساحر باشی و من هم، قلندر تاسحر بیدار
در این شب های ظلمانی، چراغت را نگیر از من

به زیرِ بارشِ مهرت، دلم خیسِ تمنا شد
تو از گنجِ درونِ خویش، لبانت را نگیر از من

سکوتی تلخ پیچیده، در این میخانه ی ویران
از آن لب های گل ریزت، کلامت را نگیر از من.
💜 💋 💜
دیدگاه ها (۱۳)

همه چیز را که نمی شود نوشت...!بعضی "دوستت دارم" هافقط لب مرا...

آیاخـــوشبختیبجز این نیستکه توفرصت این را دارییک روز دیگرنیز...

شبیهِ ساحل،آغوش باز کن،تا خیالِ دریا بودن کنم!خدایم باش تا ب...

دست‌هایت رابه گردنم حلقه کنمناین اسارت شیرین را دوست دارم......

به چشمانِ تو محتاجم، نگاهت را نگیر از مندر این آبادیِ ویران،...

به زیرِ بارشِ مهرت، دلم خیسِ تمنا شدتو از گنجِ درونِ خویش، ل...

🌻 فال حافظ روزانه 🌻 ⭐️یکشنبه 5 اردیبهشت 1400 ☸️فال حافظ امروز متولدین #فروردین : گوهر مخزن اسرار

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط