ابرها رفتند

ابرها رفتند
یک هوای صاف یک گنجشک یک پرواز
دشمنان من کجا هستند ؟
فکر می کردم
در حضور شمعدانی ها، شقاوت آب خواهد شد
در گشودم قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من
آب را با آسمان خوردم

عکس:دید آسمان از روی ایوان خانه تیزنو
دیدگاه ها (۵)

ما چو ناییم و نوا در ما ز توستنقش آسمان شب در تزئینات زیر گن...

بیا حوالی یک گل ز عشق، خانه بسازیمبرای غربت گنجشک، آشیانه بس...

به رقص سایه روشن دوختم چشم که از غم وارهانم خویشتن رادر بافت...

کوچه تاریخی علی بن یحیی دزفولنمایی از یکی از کوچه های قدیمی ...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.37با حرفی که زد همه فک...

پارت ۳۰ (بالاخرههه)O:"من بغلت نکردم، صبح که پاشدم خودت اونجا...

تولد قهرمان من. پارت شش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط