قمــار میکـنم مــن ...

قمــار میکـنم مــن ...


با نگاه کردن بہ چشمانت !
آری !


زندگے و تمــام غرورم را خرج میکنم ...


تنها براے یک لحظہ ے لبخندت !

مے بازم ... اما برندہ مــنم ...!


آخر مے ارزد به همه ے دنیا آن لبخند بے مانندت..!


بہ همہ چیز مے ارزد آن نگاه عاشقانه ات
دیدگاه ها (۷)

تو نگاه می‌کنی و من، بی‌اختیار، تمام غرورم را زمین می‌گذارم؛...

شاید خدا هر شب می‌خواهد دنیا را تمام کنداما لحظه‌ی آخر باز م...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیست‌ویکم 𓆪ات چند ثانیه به پاکت خیره م...

یک ماه بعد...عمارت از همیشه باشکوه‌تر شده بود.همه‌جا با گل‌ه...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۴ | «یک شب آرام کنار ه...

عزیزِ من…اَمـــروز #طُ را دیـــدم… و دُنیــا یـکـی شـــد.همـ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

صدای آرام دستگاه، اتاق را پر کرده بود.کوک هنوز به صفحه‌ی مان...

پارت 47کای هنوز گوشی رو کنار گوشش نگه داشته بود.چند لحظه فقط...

Covenant of Blood and Silk

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط