مثل پسته ای سر بسته

مثل پسته ای سر بسته
تمام عیدم را
مشغول خودت کردی 
نمی توانم ببینمت اما
همین که می دانم هستی 
حال جیبم خوب است

حال دست هایی که 
به ناز و نوازشت رضایت دادند
حال چشم هایم 
حال انگشت هایم
وقتی که می بوسمت
و لبم برای دلت ،شور می زند.

حال آغوشم را دوست دارم
حال مشتی که تو را به تمام ظرف
ترجیح داده
بی آن که یک دل سیر دیده باشمت
بی آن که آنقدر خندیده باشیم 
که چادرت باز شود 
بیفتد


#رسول_ادهمی



#دلنوشته_های_کوچه_پشتی
#عاشقانه
https://telegram.me/joinchat/BYIBETypQYYlvvnrZeAdZA
دیدگاه ها (۴)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

مثل پسته ای سر بسته تمام عیدم را مشغول خودت کردی نمی توا...

دیده بودم دخترهای فراری قیافه‌های عجیب و کتک‌خورده‌ای دارند ...

نامه شماره چهارده «شوهر مشاور»پاندول ساعت خانه‌شان را انگار ...

پاندول ساعت خانه‌شان را انگار کنده بود گرفته بود جلوی چشمم ا...

نامه شماره بیست و سه «قانون جذب!»دیده بودم دخترهای فراری قیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط