بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هشتاد دو🍷🔪
خودش مربیم میشد و من کلی شیطنت میکردم؟
اوهومی گفتم
ولی یقه اش و گرفتم
همونجوری که مرتب میکردم گفتم
+ولی تو که همیشه خونه نیستی!
تای ابروشو بالا داد و لب زد
_دوست داری همیشه خونه باشم؟
اوهومی گفتم که پلکش و آروم باز و بسته کرد
+باشه بچه...از این به بعد زود تر میام خونه
لبخند کمرنگی زدم و باشه ای گفتم
ناهار تموم شد
به یکی از خدمتکارا گفت میز وجمع کنه و برامون کیک و شربت بیاره
از استرس دلم میپیچید
حس حالت تهوع داشتم و انگار میخواستم بالا بیارم
آب دهنمو قورت دادم
لب زدم
+بازش نمیکنی
به پاکت نگاه کرد
پوک عمیقی به سیگاری کته توی دستش بود زد و سری تکون داد
گرفت توی دستش و شروع کرد به باز کردنش
بازش کرد
برگه رو آورد بیرون و با دیدنش مات شد
دستامو زده بودم تو هم و به ری اکشنش نگاه میکردم
پارت صد هشتاد دو🍷🔪
خودش مربیم میشد و من کلی شیطنت میکردم؟
اوهومی گفتم
ولی یقه اش و گرفتم
همونجوری که مرتب میکردم گفتم
+ولی تو که همیشه خونه نیستی!
تای ابروشو بالا داد و لب زد
_دوست داری همیشه خونه باشم؟
اوهومی گفتم که پلکش و آروم باز و بسته کرد
+باشه بچه...از این به بعد زود تر میام خونه
لبخند کمرنگی زدم و باشه ای گفتم
ناهار تموم شد
به یکی از خدمتکارا گفت میز وجمع کنه و برامون کیک و شربت بیاره
از استرس دلم میپیچید
حس حالت تهوع داشتم و انگار میخواستم بالا بیارم
آب دهنمو قورت دادم
لب زدم
+بازش نمیکنی
به پاکت نگاه کرد
پوک عمیقی به سیگاری کته توی دستش بود زد و سری تکون داد
گرفت توی دستش و شروع کرد به باز کردنش
بازش کرد
برگه رو آورد بیرون و با دیدنش مات شد
دستامو زده بودم تو هم و به ری اکشنش نگاه میکردم
- ۲.۱k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط