قدَّم از بارِ جداییِ تو خم خواهد شد
قدَّم از بارِ جداییِ تو خم خواهد شد
همدمم بی تو فقط حضرتِ غم خواهد شد
پا به راهِ سفر دور و درازی دارم
مقصدم بی تو، کجا غیرِ عدم خواهد شد؟
ارگِ آغوشِ تو و لرزه ی قهرت... هیهات
به یقین شهرِ تنم یک شبه بم خواهد شد
دفترِ راهِ رسیدن به تو باز است هنوز
من و پایی که در این راه قلم خواهد شد!
لااقل باش... که من سیر نگاهت بکنم
مگر از حسن و قشنگیّ ِ تو کم خواهد شد؟
واژه ی "داف" سزاوار تویِ شرقی نیست
بعد از این اسمِ تو مَهرو و صنم خواهد شد...
همدمم بی تو فقط حضرتِ غم خواهد شد
پا به راهِ سفر دور و درازی دارم
مقصدم بی تو، کجا غیرِ عدم خواهد شد؟
ارگِ آغوشِ تو و لرزه ی قهرت... هیهات
به یقین شهرِ تنم یک شبه بم خواهد شد
دفترِ راهِ رسیدن به تو باز است هنوز
من و پایی که در این راه قلم خواهد شد!
لااقل باش... که من سیر نگاهت بکنم
مگر از حسن و قشنگیّ ِ تو کم خواهد شد؟
واژه ی "داف" سزاوار تویِ شرقی نیست
بعد از این اسمِ تو مَهرو و صنم خواهد شد...
- ۵۶۷
- ۲۹ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط