رویای نیمه شب/p1

رویای نیمه شب/p1
در ژاپن یک دختری به نام تسویوری کانائو
بود که در کامپیوتر خود یک بازی افسانه ای
داشت
کانائو:من میتونم ببرم😏
اما باخت
کانائو:ای بابا بازم باختم
اما یک دفعه کشیده میشه توی بازی
اونجا روی یک پسر به نام تانجیرو کامادو کراش میزنه و دنبالش میکنه و به یک غار
تاریک میرسه آنجا می‌ترسه و جیغش میره
هوا و تانجیرو کامادو میشنوه و به پشتش یک نگاه میندازه ولی کانائو قائم شده بود
و تانجیرو کامادو ندیدش کانائو خیلی ترسیده بود با این که می‌ترسید به تانجیرو کامادو بگه ولی رفت جلو و گفت
کانائو:ببخشید که مزاحم شدم ولی شما تنها میجنگین ؟
تانجیرو کامادو:بله چطور ؟
کانائو:میشه منو تو یک گروه بسازیم؟
تانجیرو کامادو:باشه ولی چطوری؟
کانائو:فقط کافیه که کسانی که تنها هستند رو جم کنیم
تانجیرو کامادو:آهان باشه
دیدگاه ها (۳)

کدوم به نظر من ۳/۱

لایک یادتون نره ❤️عشقم تانجیرو 💚

میخوام باهاش رمان بنویسم لطفا تو کامنتا اسم رمان بگید❤️🙏

#مافیای_عاشق p:1 ...

Name:عشق و جداییPart:45 ویو کوک-خب می شنوم...٪راستش کوک....ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط