دلم روزهاى ابرى مى خواهد

دلم روزهاى ابرى مى خواهد
روزهاى بارانى
روزهايي كه كوچه
پذيراى سايه ى بلند و ترسناك من نباشد.
دلم مى خواهد
ساعت ها
زير شُرشُرِ قطره هاى درشتِ بهترين نعمت خدا
قدم بزنم،
آب چكان و لرزان و مشعوف
به خانه برگردم،
و با صداى هماغوشىِ برگ چنار و باران،
عشق را تماشا كنم.
شهريور هميشه بى تابِ پاييز است
مثل من.
دیدگاه ها (۱)

آسمون بغضشو خالی میکنهآدمو حالی به حالی میکنهکوچه‌ ها رنگ زم...

چترت را برداشتی و به کوچه آمدی. باران می بارید. باران می بار...

آسمون بغضشو خالی می کنهآدمو حالی به حالی می کنه‌کوچه ها رنگِ...

.گاه بارانی و می باری و گاه، رقص ِ پُرشور ِ نسیمم میشویگاه گ...

گاه بارانی و می باری و گاه، رقص ِ پُرشور ِ نسیمم میشویگاه گن...

گاه بارانی و می باری و گاه، رقص ِ پُرشور ِ نسیمم میشویگاه گن...

عزیز دل، سلام.روزهای بدون تو یکی پس از دیگری سپری می شوند و ...

نه قراري براي ملاقات، نه حرفي براي گفتن! نه ذوقي براي خواندن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط