غم را روانه کردهام به دوردستها

غم را روانه کرده‌ام به دوردست‌ها
نشسته‌ام پشت پنجره‌ی بهار
بوسه می‌زنم بر شعر، گل، قهوه و موسیقی
و مُشت مُشت شادی در خانه می‌پاشم
می‌خندم و به فاصله‌ی من تا من فکر می‌کنم
قهوه‌ام را تلخ سر می‌کشم
و طعم گس زندگی را فراموش می‌کنم

"قوی‌بودن انتخاب من است"...🌸❤


#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

تا حالا به غریبه ای برخوردی که حس کنی انگار تمام زندگیت بخشی...

واقعیت های زندگی ممکن است تلخ باشنداما رویای زیبا میتواند مر...

ﺯِﻧﺪِﮔﯽ ﺭﺍ ﻭَﺭَﻕ ﺑِﺰَﻥ ، ﺍِﺳﺘِﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ شُکرانه ﻧَﻔَﺲ ﮐِ...

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت ح...

اهم تیکه ای از داستانم

𝒫𝒶𝓇𝓉 ③& صبح از خواب بلند شدم دیدم بورام مثل ی فرشته خوابیده ...

پارت نهم -رقص با توطئه-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط