آخرین امید

آخرین امید

این دست‌های خالی ما را رها مکن
ما را حساب کن ز میانِ گداها
یک گوشه از نگاه تو کافی‌ست تا شود
ویرانه‌های قلبِ من از نو بهارها
آقا، دلم گرفته از این شهر بی‌کسی
از این همه نبودن و این انتظارها
هر شب به شوق آمدنت خواب می‌رود
چشمم میان پنجره و کوچه‌سارها
گفتم اگرچه روسیهم، اما امید هست
وقتی تو می‌رسی به دلِ شرمسارها
یک بار اگر به خانه‌ی قلبم سری زنی
پایان رسد حکایت این بی‌قرارها
من مانده‌ام، تو رفته‌ای و سال‌ها گذشت
چیزی نمانده جز غمِ این روزگارها
گفتند می‌رسی، دل من گفت: می‌رسد
دل خوش کند به وعده‌ی آن وعده‌دارها
ای کاش وقت آمدنت زنده باشم و
باشم میان جمعِ همان جان‌نثارها
آن‌قدر گریه کرده‌ام از دوری‌ات که دل
دیگر ندارد طاقت این چشم‌انتظارها
وقتی که آمدی، منِ افتاده را بخوان
از بین این همه دلِ امیدوارها
من هیچ نیستم، ولی یک عمر گفته‌ام:
آقا، مرا بخر ز همه بی‌قرارها
یک بار هم اگر به منِ خسته سر زنی
دنیا تمام می‌شود و غصه‌دارها...
ای آخرین امید دلِ خسته‌ی زمین
برگرد، ای تمامِ توسل، ای یارِ ما

🇮🇷 سید علیرضا آل‌داود 💠 عضو‌ شوید: 👇
دیدگاه ها (۱)

امید؛ سپر راهبردی جنگ شناختیدر جنگ شناختی امروز، دشمن آمریکا...

🔸 گر دچار مشکل شدی... 🔸 📌 #حدیث_روز ⚪️ امام هادی (علیه‌السلا...

برخی از زنان ایرانی که صاحبان لاله مرزداری آنها را بی‌رحمانه...

لاله مرزبان و دختران لامرد و میناب!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط