اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم

اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
چراغ عهد ماضی را شبی دستی برافشانم

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

#سعدی
دیدگاه ها (۲۵)

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتدتو صبر از من توانی کر...

تقدیم حضرت جانانم🌻💖💖🌻من شیفته‌ی شیوه‌ی بینظیرِ تو در رفاقت ک...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

موسیقی

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پارت ۱۷ بعد از خرید، وقتی به ساختمان رسیدیم، هوا ناگهان ابری...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۲۰راهروی شرقی کاملاً تاریک بود.جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط