گر ز آمدنت

گر ز آمدنت
خبر بیارند
من جان بدهم ‌
بھ مژدگانی...

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

با هم کلمه ای بشنویم

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

Attar#050622

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

یا صاحب الزمان ادرکنی

تقدیم حضرت یار:🫀🫂امشب ای یار دلم سخت هوایت دارد..دل  سودا زد...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط