عشق خویش را

عشق خویش را
با دستان خویش ذبح کردم؛
زیرا فراتر از تحمل تنم،
و فرو‌تر از شور و شوق روحم بود.
دیدگاه ها (۵)

جور میکنـدخدادرو تخــتـه!!! راباهم،آن طور کـه تو و مــــرا آ...

گاهـــی بــرو تنهـــا بگذار ڪسانی را ڪہ تنهایت گذاشتند بگذار...

نیاز دارم مدتی به نبودن...به بی خبری...!به بیخیالی!نیاز دارم...

هیچ کسنمی توانست مرا به کشتن دهد !هیچ کسبــه قشنگـی" تـــو"...

آسمان امروز رنگِ سوگ گرفته است؛ چرا که قطره‌ای از خونِ تو، ف...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

گریستم ، #اشک تنها تسلی بخش منو لب فرو بستم،بی هیچ شکوه ایرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط