یه روزتوهواخوری زندان دلم گرفته بود،یکی بهم گفت:به فکرفرا

یه روزتوهواخوری زندان دلم گرفته بود،یکی بهم گفت:به فکرفرارباش غم اینجاتوروپیرمیکنه،گفتم:غمم زندان نیست ازاین میسوزم ک بیرون کسی منتظرم نیست...!
دیدگاه ها (۲)

اقاکی میدونه ایناچیه ؟خدایی ویسگون خیلی خلوت شده قبلا میومدی...

رمان تو خود منی

اول مهر من:تنها بهترین دوستم نبود 😒یه چسبنده چسبیده بود بهم ...

خب یه عزیزدلی اینو تو پیجشون گذاشته بودن گفتم بگیرم...میشه ب...

رمان عشق ممنوع

عاشقانه های شبنم

#یانکی #حرومزاده #امریکایی #بی_شرفیه وقتی یادم نیست کدوم پلت...

بچها کمک:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط