آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غمم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
 
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
 
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم، که قلم یادم رفت
 
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت
دیدگاه ها (۱)

به آن اشکی که میدانی به حد مرگ دلتنگمهوای گریه دارم من ، ولی...

از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شرو...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

تو تنها کسی هستی که دارمو می توانم با اودر یک شب زمستانی سرد...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

Chapter 10"*frozen*تهیونگ منو اونجا تنها گذاشت و بر خلاف میل...

اخم كمرنگم براي باري ديگر به صورتم برگشت:"اينطوري نگام نكن."...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

★彡   Part 1 彡★ ( رینا ) بوی نودل تازه رو وارد ریه هام کردم.د...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟎چند ثانیه بهش نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط