مُـ‌دّیّـ‌ـر هُـ‌تِـ‌لِ مُـ‌ونّ🌘

مُـ‌دّیّـ‌ـر هُـ‌تِـ‌لِ مُـ‌ونّ🌘
part : Seven


کوک ویو:
خب امروز ا/ت می خواد بیاد به سئول
(کوک هم اللن سئوله)
وقتی به خونش رسید می‌دزدمش
قراره ساعت ۴صبح سئول باشه
نمی تونم صبر کنم تا مال خودم کنمش...



پرش زمانی به ساعت۳:۴۵صبح

تو فکر و خیال خودم بودم که یکی از افرادم بهم زنگ زد
(علامت‌ش@)
@اقا یه ربع دیگه پرواز شون فرود میاد
_خوبه، وقتی رسید و تاکسی رفت زود بیهوشش کن
بدون هیچ صدمه ای
@چشم قربان

ا/ت ویو:
بلاخره دارم میرم خونم
دلم برای سفایر و اتیتود تنگ شده بود(سفایر و اتیتود: گربه ی ا/ت)
هواپیما فرود اومد
یه تاکسی گرفتم تا برم به خونم
وقتی رسیدم خونه می رم و سفایر و اتیتود رو از
سوبین میگیرم(سوبین هم دوستشه👌🏻🗿)
پول تاکسی رو دادم
خواستم در خونه رو باز کنم که
یکی پارچه روی صورتم گذاشت و
سیاهی مطلق.....









میخوام فعال تر باشم:))))
عکس سفایر و اتیتود و لباس ا/ت رو توی پست بعد میبینید(؛
دیدگاه ها (۱)

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط