می روم خسته و افسرده و زار

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می روم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش

می برم ، تا که در آن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زین همه خواهش بیجاه و تباه

می برم تا زتو دورش سازم
ز تو ، ای جلوه ی امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد، می رقصد اشک
آه ، بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که به پرهیزم من

به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب خونین دل
می روم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
دیدگاه ها (۸۶)

تقدیم به همه ی مادرای سرزمینم 💋 💋 💋 💋 ❤ ❤ ❤ 😍 😍 😍 😘 😘 😘 مادر...

هر تکّه از دنیای من، از ماه تا ماهیهرقدر،هرجا،هر زمان،هرطور ...

دلم گرفته است چراغ های رابطه تاریکند ! کسی مرا به آفتاب معرف...

جای خالی بعضی چیزا هیچ وقت پر کردنی نیست ...همیشه از یه گوشه...

جهنم آغوش تو، گناه بوسه‌های تو...بهشتی‌ست که در برابرش زانو ...

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوزچون آتش نهفته به خاکستری هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط