پریشانم

پریشانم
نه دل
فراموش شدن دارم
نه توان
فراموش کردن

#
دیدگاه ها (۹)

حکایت ماحکایت آن گندمزاری‌ستکه سر بر شانه آسیابان گذاشت؛برای...

کاش می شد دختری باشم میان کوچه اتکه به شوق دیدنت پشت دری جام...

#‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هرکس به مراد دل خو...

#دل را به کس ندادم دلدار "ان تو باشیجان را عزیز شمارم جانان ...

دل شکستن

شعر

سولی رو همه فراموش کردن......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط